مشاعره با حرف «ث»

ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد

صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد

 

ثبات عهد تو گر عکس بر زمان فکند

زمانه را نکند گردش فلک تغییر

 

ثبات وصبر گنج بی زوالند

که منزل در دل ویرانه کردند

 

ثبوت ونفی کند دورت از حقیقت عالم

که هست علم حقیقت ورای نفی و ثبوت

 

ثمر پخته نگیرد به سر شاخ قرار

سر منصور ز خامی است که بردار بود

 

ثمر عشق اگر خون جگر خواهد بود

روزگار من از این نیز بتر خواهد بود

 

ثمر عمر عقل وتجربت است

تجربت بیخ علم ومعرفت است

 

ثمر نخل وجودم همه اشک است کلیم

چه کنم شعله به غیر از شررش بار نبود

 

ثمرش جور ونهالش ستم و برگ جفاست

وای بر حالت مرغی که در این گلزار است

 

ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داد

اثری گر نکند ناله دعا خواهم کرد

 

ثنا ی حضرت عزت نمی توانم گفت

که ره نمی برد آنجا قیاس و وهم و خیال

 

ثنای حضرت او بر دوام باید گفت

دعای دولت او صبح وشام باید کرد

 

ثمرش جور ونهالش ستم و برگ جفاست

وای بر حالت مرغی که در این گلزار است

 

ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داد

اثری گر نکند ناله دعا خواهم کرد

 

ثنا گفت بر سعد زنگی کسی

که بر تر بتش باد رحمت بسی

PDFPrint

دیدگاهتان را بنویسید